باران

چتر را بستم

قطره ها را تا نزدیکی عصر حس کردم

چیزی شبیه یک اتفاق ...

ساده ...سر به زیر انداخت

نه سکوت طولانی ..

نه سرو صدای زیادی..

تنها تیپ و تاپ قطره ی باران بود بر برگ چنار و گاه جیغ یک پرستو...

 

 

نظرات 7 + ارسال نظر
آتنا یکشنبه 26 شهریور‌ماه سال 1385 ساعت 02:54 ق.ظ http://www.partenon.blogsky.com

آفتاب نگاهت

روشنای کهکشان تنهایی من است
شک ،
در من پایان می گیرد
آنگاه که لبخند می زنی به رویم
امید،
در من جان می دمد
آنگاه که
گوشی صبورمی شوی
برای گفته ها و ناگفته هایم
همپای دردها و
دریغ هایم می شوی
تا مباد از خود واپس بمانم
همتای من اگر تو
تا ابد
چله نشین شادی های
بی پایان خواهم بود
با تو
به هر چه آفتاب اقتدا می کنم
این همه نجابت
دریغ است که
در حصار حسادت من اسیر بماند
تابنده باش
آنچنانکه که بوده و هستی
نه برای من
برای همه کسانی که
برای رسیدن به امیدهاشان
به آفتابی چون تو نیاز دارند ؛
صادق و صمیمی و پاک
منتظر قدمهای سبزت هستم...

ساز شکسته یکشنبه 26 شهریور‌ماه سال 1385 ساعت 07:34 ب.ظ

... تنها یک فاصله بود تا درک یک تولد و لمس یک فاجعه، آن هنگام که چتر نمیده و رنجور از حسادت یک تنش نمناک در سر به وجود خود گرفت !!!

نگرانتونم منو بی خبر نگذارین...!

مهدی دوشنبه 27 شهریور‌ماه سال 1385 ساعت 09:15 ب.ظ http://cheshmha.blogsky.com

سلام آیدا خانم
شعرهای زیبایت را خواندم
چند وقت ژیش به وبلاگم سر زده بوئدی
من وبلاگ شما را لینک دادم
امیدوارم شما نیز به وبلاگ چشمها لینک بدهید
موفق باشید

آخرین ترانه ی باران دوشنبه 27 شهریور‌ماه سال 1385 ساعت 10:10 ب.ظ http://tabar.blogsky.com

آیدا جان بادرودی گرم..........

دوست بارانی من.......
احساست ستودنی است/// ساده و زیبا عمیق ... چونان دریا

خیس واژه های تو شدن.......... چه دلچسب است

موفقیت روزافزون برایت آرزو می کنم.. گلچین واژه های ناب

باید کمی بیشترباهم گفتگو کنیم............ نه؟
تورامن چشم درراهم////////// شبانگاهان

حتمآ این روزا خیلی به راهنمایی معلمی مثل شما احتیاج دارم...

شازده خانوم دوشنبه 27 شهریور‌ماه سال 1385 ساعت 11:55 ب.ظ http://shazdekhanoom.blogsky.com

بارون........
قدم زدین زیر بارون و های های گریه کردن........
خداکنه زودتر بباره

جای شما و تمام دوستانی که اینجا نبودند سبزه....

نسرین سه‌شنبه 28 شهریور‌ماه سال 1385 ساعت 10:20 ق.ظ http://www.nasigoli.blogsky.com

سلام آیدا خانوم...! قشنگی بود...!

احمد چهارشنبه 29 شهریور‌ماه سال 1385 ساعت 10:25 ب.ظ http://www.entezar123.blogsky.com

سلام خواهر عزیزم
شنیدن جیغ یک پرستو حتی اگر عاشق نباشد از شنیدن جواب آدمهایی بس عجیب بهتر است.
موفق باشید.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد