تو باغچه وسط میدون؛رو یک نیمکت
مردی نشسته که وقتی رد می شین صداتون می کنه
عینک به چشمشه و لباس طوسی کهنه ای به تنش
ته سیگاری به لبش
نشسته
وقتی دارین رد میشین صداتون می زنه
یا خیلی ساده بهتون اشاره می کنه
مبادا نگاهش کنین
مبادا محلش بدین
باید رد بشین
جوری که انگار ندیدینش
که انگار اصلآ صداشو نشنیدید
باید قدم ها رو تند کنید و بگذرید
اگه نگاهش کنید ...اگه محلش بگذارید
بهتون اشاره می کنه.و اونوقت
دیگه هیچی و هیچ کسی
نمی تونه جلودارتون بشه که نرین نگرین تنگ دلش بشینین
اونوقت نگاتون می کنه لبخندی می زنه و شما حسابی عذاب می کشید
سختر عذاب می کشید و اون بابا همین جور لبخند می زنه
شما هم درست همونجور لبخند می زنید
هر چه بیشتر لبخند می زنید بیشتر عذاب می کشید
هر بیشتر عذاب بکشید بیشتر لبخند می زنید
چیزی که چاره پذیر نیست
همون جا می مونید
نشسته
یخزده
لبخند زنون
رو نیمکت
اون دورو بر بچه ها بازی می کنند..رهگذرا می گذرند آروم....
پرنده ها می پرند از این درخت به اون درخت
و شما همون جا می مونین رو نیمکت
می دونین
می دونین که دیگه
بازی بی بازی مثل بچه ها؛
می دونین که دیگه هیچ وقت خدا
نخواهین رفت پی کارتون؛آروم مثل این رهگذرا
که دیگه هیچ وقت خدا نخواهین پرید
سر خوش مثل این پرنده ها.
(ژاک پره ور)
سلام آیدا جون
روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت . چه جمله قشنگی !
خوشحال میشم به من سر بزنی
منتظرتم
بای بای
من این شعر شاملو رو خیلی دوست دارم ...مثل بقیه ی اشعارش
شعر زیبایی بود! ...نومیدی در وجود ما از هر چیز به ما نزدیک تره!
تا بعد...
آیدا جان بادرودی گرم........
مرا هیچ کس کشف نکرد ولی من
تلاش کردم کاشف سرزمینهای کشف نشده باشم
دریا چقدرژرف وعمیق است
ودرآن وسط هایش چه آرامشی موج میزند...
ازآشنایی با احساس ژرف وخامه توانای شما خیلی خرسندم
چه نوشته های خودت و چه انتخاب هایت نشان می دهد که از احالی مقیم دنیای شور و احساسی
دوست داشتم بیشتر درباره شما بدانم
اگر اجازه داشتم شما را درلیست دوستانم قرار بدهم تادرفرصتی مناسب بیشتردرباره شور وشعر گفتگوکنیم.......
تندرست و شادکام باشی نازنین
تندرست و شادکام و موفق وبهروز باشی
دوست خوبم اینجا هم شعری از پروه است http://www.hossein281.blogfa.com/سر بزن