بعدازظهرهای معمولی

روز از نیمه  می گذرد و در آفتاب نیمه روز

نرخ طلا در بورس گیسوان تو تنزل می کند.

اینک من و تو و فراغت بعدازظهر ( بعدازظهری که از ما می گذرد ..بر ما می گذرد...در ما می گذرد)

و دریغ از میخی و چکشی تا بعدازظهر را بر آن میخکوب کنم

میان آسمانی ست که بال لکلکی آن را خاکستری می کند

کدام قوس قزح

کدام قوس قزح از بال پرنده آبی خواهد گذشت تا که بعدازظهر لاجوردی؛

مرطوب و لاجوردی باشد

بعد از تو آسمان ایستاده می گذرد و بعدازظهر ؛معمولی...

                                                                                 (...؟!...)

نظرات 6 + ارسال نظر
غریبه آشنا شنبه 21 مرداد‌ماه سال 1385 ساعت 11:34 ق.ظ http://apotheosc.blogsky.com

خیلی زیبا بود
بعد از ظهر های معمولی
خیلی ساده و با عشق نوشته شده
همیشه موفق باشی آیدا خانوم
یا علی

علی-دام شنبه 21 مرداد‌ماه سال 1385 ساعت 05:56 ب.ظ http://ali-dam.blogfa.com

سلام
محشر بود
بازم به من سر بزن
آپ کردم
یا علی

احمد شنبه 21 مرداد‌ماه سال 1385 ساعت 09:38 ب.ظ http://www.entezar123.blogsky.com

سلام به خواهر خوبم
خواهر گلم از دلتنگیهایت بسیار زیبا نوشتی . اما خودت را ناراحت غم های دنیا نکن . چون شادیها همیشه نزدیکند .
موفق باشید.

کشکول یکشنبه 22 مرداد‌ماه سال 1385 ساعت 02:17 ق.ظ http://kashkolans.blogsky.com

به خواب می روم از رخوت بعد از ظهری که ندیدم

شب قطبی دوشنبه 23 مرداد‌ماه سال 1385 ساعت 10:22 ق.ظ http://shabeghotbi.blogsky.com

سلام! ای همه ی ناتوانی ها!
نداشتن ها!
سلام ! ای همه ی عرق های شرم!
سلام ! ای زندگی!
ای ملال بی پایان!
سلام ! ای دل قاچ قاچ!
ای چاقوی خود ساخته!

حامد پنج‌شنبه 26 مرداد‌ماه سال 1385 ساعت 10:17 ق.ظ http://lastleaf.blogsky.com

یک بعد از ظهر معمولی .. شب .. صبحی دوباره .. گاهی به آسمان نگاه کن .. پرنده باز آنجاست

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد