عقربه های ترک خورده ی ساعت بر کوک چشمانم می ایستد
نفس هایم در زیر ازدحام این دقایق به شماره می افتد
دستهایم را ناگهان گم می کنم . صدایم را نمی شنوم ؛ فریاد می زنم ؛می گریزم
هنوز نمی دانم بر کدام خاک زاده شدم ... کجا می میرم....!
نام من بر در کدام خانه نوشته شده بود....من هنوز گم شدم در خلا من هنوز منم بی من!
...
تلخ است خیلی تلخ
نام من بر در کدام خانه نوشته شده بود....من هنوز گم شدم در خلا من هنوز منم بی من!
...
تلخ است خیلی تلخ