یادگاری

در کنار تکیده هایی از نیم بند چند خاطره

در کنار سایه ی دیوار شکسته و از یاد رفته

تنها مانده ای ...شاید باید این قصه را برای سایه ای در گذر خواند

دست هایت بر سینه ی زمین نوازش را خواب می بیند

چشمانت بر قصه ی انتظار مهتاب جا مانده اند

ولی هنوز چیزی درون سینه ات است که تپیدن را به یادگارش تجربه می کند

نظرات 11 + ارسال نظر
ایلیا شنبه 16 اردیبهشت‌ماه سال 1385 ساعت 06:31 ب.ظ http://stalker.blogsky.com

خوشگل بود
{چشمک}

از تبار درد شنبه 16 اردیبهشت‌ماه سال 1385 ساعت 06:46 ب.ظ http://www.tandis-tanhaee.blogsky.com

سلام
وبلاگتون خیلی قشنگه
به منم یه سری بزنین
ممنون میشم

محمد شنبه 16 اردیبهشت‌ماه سال 1385 ساعت 09:20 ب.ظ http://mohammadzarei.blogfa.com

سلام وبلاگ جالبی داری به ما هم سر بزن

احمد یکشنبه 17 اردیبهشت‌ماه سال 1385 ساعت 01:45 ب.ظ http://entezar123.blogsky.com

سلام دوست عزیز
امیدوارم چیزی که درون سینه ما میتپد خاطره ها را فراموش نکند.
موفق باشید

ساز شکسته دوشنبه 18 اردیبهشت‌ماه سال 1385 ساعت 01:02 ق.ظ

... یادگاری که خود جرئی از یک تپش است، تپشی که هر بر لحظه ای نشانی است ، نشانی که از دل برخاست ، دلی که لبریز از غم است ، غمی که نتیجه ی انتظار است ، انتظاری که نمایی ندارد و نتیجه ای که به یک علامت سوال میماند...... و باز هم هیچ !!!
هیچ !!!
.........................
سلام
ببخشید که هنوز زنده ام

آخرش هیچ نیست .........آخرش قشنگتر از اونی هست که فکر میکنیم
زندگی زیباست به شرط اینکه چشامونو باز کنیم
لطف کردی اومدی خوشحالم کردی

سندباد چهارشنبه 20 اردیبهشت‌ماه سال 1385 ساعت 12:09 ق.ظ http://sandbaaaaaaaaaad.persianblog.com

با سلام . وبلاگ شما در برنامه جمعه شب ( با سندباد ) معرفی خواهو شد . موفق باشید .

[ بدون نام ] پنج‌شنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1385 ساعت 01:09 ب.ظ http://www.wall.blogsky.com

امیدوار باش..

از تبار درد جمعه 22 اردیبهشت‌ماه سال 1385 ساعت 07:42 ب.ظ http://www.tandis-tanhaee.blogsky.com

سلام و هزاران درورد
مرسی که منت گذاشتو بهمون سر زدی
من همن روزا آپ میکنم

شادی شنبه 23 اردیبهشت‌ماه سال 1385 ساعت 01:38 ب.ظ

نمیدونم اونقدر قویه که هیچ وقت نمیشه فراموش کرد
خیلی قشنگ گفتی آیدا جونم

ساز شکسته یکشنبه 24 اردیبهشت‌ماه سال 1385 ساعت 01:14 ق.ظ

... نیمدونم چی بنویسم ؟!! بیشتر از ۲۰ بار نوشتم و پاک کردم...... امشب تمام حرفامو گم کردم و نمیتونم چیزی بگم )): ........... بهتره برم یه گوشه بشینم آخه میترسم خودم هم گم بشم !!!

از تبار درد یکشنبه 24 اردیبهشت‌ماه سال 1385 ساعت 08:05 ب.ظ http://www.tandis-tanhaee.blogsky.com

سلام نمی خوای آپ کنی ؟ من آپم یه سری بزن

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد