سپیده ی صبح

پنجره رو باز کردم؛ افق نگاهم رو به جاده های دور بخشیدم

و برای عبور از شهر خاکستری به ملاقات خورشید رفتم

خورشیدی  که حالا داشت تو شرقی ترین نگاه خانه ی من متولد می شد

نمیدونم چطور میشه توصیف کرد

چیزی از جنس نور بود .نوری که از طلوع محبت به دل نشست

صافی اشکی که رو گونه ام لغزید .؛ رقت یک آه

و آزادی دقیقه ای که خودم را فراموش کردم.

نظرات 15 + ارسال نظر
شازده خانوم دوشنبه 14 فروردین‌ماه سال 1385 ساعت 06:31 ب.ظ http://shazdekhanoom.blogsky.com

سلام...سال نوتون مبارک...کم پیدا شدید!!

ا ی د ا سه‌شنبه 15 فروردین‌ماه سال 1385 ساعت 12:13 ق.ظ http://ayda16.blogsky.com

سلام آیدا جان .سال نو مبارک. بیا پیشم.

سارا سه‌شنبه 15 فروردین‌ماه سال 1385 ساعت 09:06 ق.ظ

چه لحظه ی زیبایی هست این سپیده ی صبح
نوشتت عالی بود تحت تاثیر قرار گرفتم
موفق باشی آیدای گل

امیر چهارشنبه 16 فروردین‌ماه سال 1385 ساعت 12:03 ق.ظ http://www.khaterat-e-aseman.blogsky.com

سلام آیدا جان، چقدر خوبه که دل آدم اینقدر لطیف باشه. می‌دونی دل شاید محل اتصال آدم به خودشه. اگه سخت و سنگین باشه آدم نمی‌تونه از خودش و خود خواهیهاش رها بشه و عاشق بشه، اما اگه لطیف باشه و سبک عشق هم باهاش می‌آید.

بهار چهارشنبه 16 فروردین‌ماه سال 1385 ساعت 10:29 ق.ظ

آیدا جان خیلی زیبا بود
امیدوارم تمام زندگیت برات زیبا و قشنگ باشه

شکوفه چهارشنبه 16 فروردین‌ماه سال 1385 ساعت 12:15 ب.ظ http://haramedelam.blogsky.com

سلام ..

سال نو خوبی داشته باشی .. توام با سلامتی و موفقیت ..

ممنونم از اینکه بهم سر زدی ...

خوش باشی ..

در پناه ق

رهگذر چهارشنبه 16 فروردین‌ماه سال 1385 ساعت 05:37 ب.ظ http://shabestan.blogsky.com


می‏خواهم همین نزدیکی بمیرم
کنار این چشمه که از دل تو می‏جوشد....

امین جمعه 18 فروردین‌ماه سال 1385 ساعت 10:37 ق.ظ http://www.your-jojo.blogsky.com

سلام آیدا جان، وبلاگ شما خیلی قشنگه.به من سر بزن.
من لینک شما رو دادم.

جمشید شنبه 19 فروردین‌ماه سال 1385 ساعت 01:42 ق.ظ http://zakhme-aghl.blogsky.com

ای کاش این سعادت را داشتم که طعم شیرین لحظه ای آزاد شدن از خویش را بچشم....

حمزه شنبه 19 فروردین‌ماه سال 1385 ساعت 02:56 ق.ظ http://hamzehsalehi.persianblog.com

سلام به آیدای عزیز/با یک کار سپید دیگه در آستانه ی کلبه ایستادم و منتظرم که بیای و بخونی و نظرت رو بهم بگی/.../منتظرم که بیایی و خورشید رو بیاری با خودت/قربان تو/حمزه

شادی شنبه 19 فروردین‌ماه سال 1385 ساعت 12:17 ب.ظ

مثل همیشه نوشتتم مثل خود گلت زیبا و با احساس بود!

رعنا شنبه 19 فروردین‌ماه سال 1385 ساعت 05:32 ب.ظ http://asireshab.blogspot.com

گفتم که بانگ هستی خود باشم اما دریغ ودرد که زن بودم.

فروغ فرخزاد

http://asireshab.blogspot.com/

ونوس شنبه 19 فروردین‌ماه سال 1385 ساعت 06:29 ب.ظ http://www.venouse.blogfa.com

سلام آیدا جان

تو عشق و عاشقی طلوعی وجود نداره
همش غروبه ... !؟!

هیلا یکشنبه 20 فروردین‌ماه سال 1385 ساعت 08:07 ق.ظ

سلام ایدا جان من خیلی وقته نیامدم یا تو خیلی پر کار شدی.؟۴ پست اخرت را خیلی پسندیدم.پایدار باشی.

خانومی یکشنبه 20 فروردین‌ماه سال 1385 ساعت 01:03 ب.ظ http://nedaayedel.blogsky.com

سلام آیدا جان
سال نو مبارک
خیلی قشنگ نوشتی

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد