امشب باز هوا مهتابی ست و من از شبهای مهتابی بیزارم از کودکی از این شبها نفرت داشتم شاید حسی درون من بود که می دانست در یک شب مهتابی لابه لایِ خاطرات مدفن می شم...
آیدا ی عزیز سلام مطلبت خیلی قشنگ بود این ما آدماییم که همیشه لذت تماشای آسمون مهتابی رو از خودمون دریغ میکنیم.خوب ماییم دیگه. امیدوارم هیچ وقت از سرزمین خاطره هات دور نیفتی.
سلام . از متن های وبلاگتون خیلی خوشم اومد!
عیدتون هم مبارک
ماه من چهره برافروز که آمد شب عید
عید بر چهره چون ماه تو میباید دید
نوبت سال کهن با غم دیرینه گذشت
سال نو با طرب و غلغله شوق رسید.
سلام
سال نو را خدمت شما تبریک عرض میکنم و امیدوارم سالی سرشار از موفقیت، سربلندی ، سلامتی و خرسندی را پیش رو داشته باشید.
این اولین بار است به وبلاگ شما سر می زنم و خوشحالم با وبلاگ شما آشنا شدم.
با تبادل لینک موافقید؟
موفق باشید
امشب باز هوا مهتابی ست
و من از شبهای مهتابی بیزارم
از کودکی از این شبها نفرت داشتم
شاید حسی درون من بود که می دانست
در یک شب مهتابی لابه لایِ خاطرات مدفن می شم...
آیدای عزیز خیلی قشنگ بود مثل همیشه...لذت بردم
آدما موجودات عجیبی هستند.
سلام آیدا گلی
خیلی قشنگ مینویسی هر چی نوشته های وبلاگتو می خونم سیر نمیشم
هر بار یک برداشتی میکنم
عالی بود
آیدا ی عزیز سلام
مطلبت خیلی قشنگ بود
این ما آدماییم که همیشه لذت تماشای آسمون مهتابی رو از خودمون دریغ میکنیم.خوب ماییم دیگه.
امیدوارم هیچ وقت از سرزمین خاطره هات دور نیفتی.
سلام، قشنگ و پر معنی بود. شاید بعضی وقتها این از یاد بردن خوب باشه اما بعضی وقتها بد! راستی به نظرت یک جایی هست بین فراموشی و به یاد سپردن؟!
شاد باشید